قورباغه را قورت بده
بسم الله الرحمن الرحيم
به كرشمه عنايت نظري به سوي ما كن كه دعاي دردمندان زسر نياز باشد
ذهن بهرهوري دورانديشي است و زبان آن خطر پذيري
مطلب زير در تمامي امور زندگي مورد استفاده قرار ميگيرند و صرفاً مختص به GQI نيست. اميدوارم كه شما هم موفق باشيد.
البتـــــــــــــــه اگـــــــــــــــــه خـــــــــــــــــودتون بخــــــــــــــواهيد .
قورباغه را قورت بده
21 روش عالي غلبه بر تنبلي و انجام بيشترين كار در كمترين زمان
نويسنده: برايان تريسي
مترجمين: اشرف رحماني و كوروش طارمي
پيشگفتار مترجمين
بهتر است صادقانه اعتراف كنيم كه در وهله نخست عنوان جذاب كتاب باعث شد كه آن را انتخاب و تهيه كنيم. اما وقتي شروع به خواندن اين كتاب كرديم مطالب آن را بسيار جذابتر از عنوان آن يافتيم. باور كردن اين حرف كه ‹‹ خواندن اين كتاب زندگي ما را از اين رو به آن رو كرد ›› براي كساني كه كتاب را بخوانند و به دستورالعمل هاي آن واقعاً عمل كنند بسيار آسان خواهد بود. وقتي ليستهايي را كه نويسنده گفته بود نوشتيم و مطابق برنامه زمانبندي شدهاي كه روش تهيه آن در كتاب توصيف شده است شروع به كار كرديم بزودي متوجه شديم كه داريم كارهاي بسيار مهمتري را در مدت زمان بسيار كمتري به انجام ميرسانيم.
در نتيجه خرسندي و رضايتي كه به خاطر احساس پيشرفت و موفقيت در زندگي خصوصي و شغلي خود پيدا كرديم با انگيزه بيشتري به كار ادامه داديم و روش كار خود را طبق اصول و روشي كه از همين كتاب ياد گرفته بوديم مرتباً تصحيح و تكميل كرديم. به اين ترتيب كارآيي ما باز هم بيشتر شد و در نتيجه به طور طبيعي در چرخه پيشرفت و موفقيت فزاينده قرار گرفتيم. درآمد ما بدون اغراق چند برابر شد، روابط فردي و اجتماعي ما بهبود پيدا كرد و توانستيم افقهاي جديدي را در زمينههاي شغلي، تحصيلي و معنوي پيش روي خود باز كنيم.
جزئيات مربوط به پيشرفتها و موفقيتهاي ناشي از به كارگيري روشهايي كه اين كتاب آموزش ميدهد براي هر كسي بسته به اهدافي كه براي خود برميگزيند ميتواند متفاوت باشد به همين دليل فكر ميكنيم كه در اين پيشگفتار نبايد به ذكر جزئيات بپردازيم. تنها بايد بگوييم با نتايج ارزشمندي كه از مطالعه اين كتاب بدست آورديم، لازم دانستيم كه اين اثر فوقالعاده را در اختيار ديگران هم بگذاريم.
پيشگفتار نويسنده
از اينكه اين كتاب را در دست گرفتهايد متشكرم. اميدوارم ايدههايي كه در اين كتاب مطرح ميشود همانطور كه توانسته است به من و هزاران نفر ديگر كمك كند، براي شما نيز مفيد باشد. در واقع اميدوارم كه اين كتاب بتواند زندگي شما را براي هميشه دگرگون كند.
شما هيچوقت براي انجام تمام كارهايي كه بايد انجام بدهيد فرصت كافي نداريد. شما به معناي واقعي كلمه در انبوه كارها، مسئوليتهاي فردي، پروژهها، روزنامهها و مجلههاي زيادي كه بايد بخوانيد و كتابهايي كه روي هم انبار شدهاند تا يك روز، به محض اينكه فرصتش را پيدا كرديد به سراغ آنها برويد، غرق شدهايد.
اما واقعيت اين است كه هيچوقت نميتوانيد عقب افتادگي خود را جبران كنيد و از كارهايتان جلو بيافتيد. شما هرگز نميتوانيد آنقدر از كارها پيشي بگيريد كه بتوانيد تمام آن كتابها و نشريهها را بخوانيد و نيز به تفريحاتي كه هميشه آرزويش را داشتهايد بپردازيد.
در ضمن اين فكر را كه ميتوانيد با بالا بردن بهرهوري خود مشكلاتي را كه در زمينه مديريت زمان داريد حل كنيد، از ذهنتان بيرون كنيد. هر قدر هم كه بر تكنيكهاي بهرهوري فردي مسلط باشيد هميشه بيش از آن كار داريد كه بتوانيد در مدت زماني كه دراختيار داريد، صرف نظر از اينكه چقدر وقت داريد، به همه اين كارها برسيد.
شما فقط به يك طريق ميتوانيد وقت و زندگي خود را تحت كنترل درآوريد و آن هم تغيير دادن روش فكركردن، كاركردن و نحوه روبرو شدن با سيل بي پايان كارهايي است كه هر روز بر سرتان ميريزد. ميزان تحت كنترل درآوردن كارها و فعاليتهايتان بستگي دارد به اينكه تا چه حد بتوانيد انجام بعضي از كارها را متوقف كنيد و به جاي آن وقت بيشتري را صرف فعاليتهاي كمتري كنيد كه واقعاً ميتوانند در زندگي شما تحول ايجاد كنند.
من بيش از سي سال است كه به مطالعه مديريت زمان مشغول هستم و عميقاً كارهاي كساني را كه در اين زمينه تخصص دارند، مانند پيتر دروكِر، آلكس مك كِتري، آلن لِي كيِن، استفن كاوي و بسيار بسيار افراد ديگر را مطالعه كردهام. صدها كتاب و هزاران مقاله در زمينه اثر بخشي و كارآيي فردي خواندهام و اين كتاب نتيجه آنهاست.
هر وقت با ايده خوبي مواجه شدهام آن را در زندگي خصوصي و شغلي خودم امتحان كردهام و اگر نتيجه بخش بوده است آن را در گفتهها و سمينارهايم مورد استفاده قرار داده و به ديگران آموزش دادهام.
گاليله ميگويد: ‹‹ شما نميتوانيد به يك نفر چيزي را كه خودش از قبل نميداند ياد بدهيد، فقط ميتوانيد او را از آنچه ميداند با خبر كنيد. ››
مطالبي كه در اين كتاب مطرح ميشود بسته به ميزان دانش و تجربه شما برايتان آشنا به نظر خواهد رسيد. اين كتاب مطالب مورد نظر را به سطح بالاتري از آگاهي شما منتقل خواهد كرد. با ياد گرفتن اين روشها و تكنيكها و به كارگيري مداوم آنها تا جايي كه تبديل به عادت شوند ميتوانيد جريان زندگي خود را به نحوي بسيار مثبت تغيير دهيد.
حكايت خودم:
اجازه بدهيد مختصري راجع به خودم و دلايل بوجود آمدن اين كتاب برايتان بگويم. من در آغاز زندگي بــه جز داشتن يك ذهـن كنجكـاو از مـزاياي چنداني بهرهمنـد نبـودم. در مـدرسه درس نميخواندم و شاگرد ضعيفي بودم و دست آخر هم ترك تحصيل كردم. سالها به كارهاي سخت يدي مشغول بودم و آينده اميد بخشي را در پيش روي خود نميديدم.
در جواني در يك كشتي باربري كاري پيدا كردم و رفتم تا دنيا را ببينم. به مدت هشت سال سفر كردم، كار كردم و باز هم سفر كردم تا اينكه نهايتاً بيش از هشتاد كشور دنيا را در پنج قاره جهان ديدم.
وقتي ديگر نتوانستم كار يَدي پيدا كنم به سراغ فروشندگي رفتم. از اين خانه به آن خانه ميرفتم و با درصد معيني كه از فروش كالاها نصيبم ميشد گذران زندگي ميكردم. مدتها درگير فروش اجناس مختلف بودم تا اينكه يك روز به اطرافم نگاه كردم و از خودم پرسيدم: ‹‹ چطور است كه ديگران از من موفق ترند؟ ››
آن وقت دست به كار ديگري زدم كه زندگي مرا از اين رو به آن رو كرد. به سراغ فروشندگان موفق رفتم و از آنها پرسيدم كه چطور كار ميكنند. آنها به من گفتند كه چه كار ميكنند و من هم به نصيحتهايشان عمل كردم و فروشم بالا رفت. نهايتاً آنقدر پيشرفت كردم كه تبديل به يك مدير فروش شدم. در كار مديريت فروش هم از همان استراتژي استفاده كردم تا ياد گرفتم كساني كه در كار مديريت فروش موفق هستند چه كار ميكنند و آنوقت خودم هم همان كارها را انجام دادم.
اين جريان يادگيري و به كارگيري آنچه ياد ميگرفتم زندگي مرا دگرگون كرد. هوز هم مبهوت هستم كه اين كار چقدر ساده و بديهي است. فقط كافي است ياد بگيري كه افراد موفق چه كار ميكنند و آنوقت خودت هم همان كارها را بكني تا به همان نتايج برسي. واقعاً چه ايده جالبي است.
مطلب خيلي ساده است. بعضي از افراد بهتر از ديگران عمل ميكنند، چون كارهاي بخصوصي را به روش متفاوتي انجام ميدهند. در واقع كارهاي درست را با روش درست انجام ميدهند، بخصوص اينكه اين افراد از وقتشان به نحوي بسيار بسيار بهتر از يك فرد عادي استفاده ميكنند.
به خاطر تجربيات ناموفقي كه در زندگي داشتم يك نوع احساس ضعف و عدم كارآيي در من شكـل گـرفته بـود. در ايـن مخمصه ذهني گـرفتار شده كه فكـر ميكردم كساني كه بهتر از مـن عمل ميكنند واقعاً بهتر از من هستند. آنچه ياد گرفتم اين بود كه اين فكر ضرورتاً درست نيست. آنها فقط كارها را با روش ديگري انجام ميدادند و از نظر منطقي آنچه را آنها ياد گرفته بودند من نيز توانستم ياد بگيرم.
اين براي من در حكم يك مكاشفه بود و من از اين كشف، هم مبهوت بودم و هم هيجان زده. هنوز هم هستم. دريافتم كه ميتوانم زندگي خودم را تغيير دهم و ميتوانم تقريباً به هر هدفي كـه براي خودم تعيين كنم برسم به شرط آنكه ببينم كساني كه در آن زمينه موفق هستند چه ميكـنند و سپـس خـودم همان كارها را انجـام دهم تا نهايتاً به همان نتايجي كه آنها به دست آوردهاند برسم.
ظرف مدت يكسال پس از شروع كارم در زمينه فروش تبديل به يك فروشنده طراز اول شدم. يك سال پس از آنكه وارد حوزه مديريت شدم توانستم تبديل به مدير عاملي شوم كه نود و پنج نفر نماينده فروش در شش كشور دنيا زير دستش كار ميكردند. در آن زمان بيست و پنج سال داشتم.
در طي سالها در بيست و دو حرفه مختلف كار كردم، چندين شركت را تأسيس و راهاندازي كردم و از يك دانشگاه معتبر در رشته مديريت بازرگاني مدرك گرفتم. همچنين توانستم زبانهاي فرانسه، آلماني و اسپانيايي را ياد بگيرم و به عنوان سخنران، مربي و مشاور با بيش از 500 كمپاني همكاري كنم. در حال حاضر سالانه براي بيش از 300000 نفر سخنراني ميكنم و سمينارهايي برگزار ميكنم كه بيش از 20000 نفر شركت كننده دارند.
در طول سوابق حرفهاي خود يك حقيقت ساده را در يافتهام. كليد دستيابي به موفقيت بزرگ، پيروزي، احترام، مقام و خوشبختي در زندگي اين است كه بتواني ذهنت را تمام و كمال روي مهمترين كـار يا هدفي كه داري متمركز كني، آن را درست انجامدهي و تا آن را به اتمام نرساندهاي دست از كار نكشي. همين بينش كليدي است كه قلب و روح اين كتاب را تشكيل ميدهد.
اين كتاب براي اين نوشته شده است كه به شما نشان بدهد چطور در كارهايتان سريعتر پيش برويد. روشهايي كه در زير ميخوانيد شامل بيست و يك اصل است كه در مجموع قدرتمندترين اصولي است كه تا كنون در زمينه كارآيي فردي كشف كردهام.
روشها، تكنيكها و استراتژيهايي كه ارائه ميشوند كاربردي، اثبات شده و سريعالعمل هستند. براي صرفهجويي در وقت از توضيحات گوناگون روانشناختي و عاطفي در مورد تنبلي و ضعف در مديريت زمان خودداري شده است. در اينجا از مقدمهچينيهاي طولاني در مورد مباحث نظري و اصول و روش تحقيق، خبري نيست. آنچه در اينجا ميآموزيد اعمال مشخصي است كه ميتوانيد آنها را بلافاصله به كار بگيريد تا در كار خود به نتايج بهتر و سريع تر دست پيدا كنيد.
هر ايدهاي كه در اين كتاب عنوان ميشود روي بالابردن سطح كلي بهرهوري، عملكرد و بازده كاري شما متمركز شده است تا ارزش و اعتبار شما را در هر كاري كه ميكنيد بيشتر كند. شما ميتوانيد بسياري از اين ايدهها را در زندگي خصوصي خود نيز به كار بگيريد. هر كدام از اين روشها و تكنيكهاي بيست و يك گانه به خودي خود كامل بوده و همگي ضروري هستند. يك استراتژي ممكن است در موفقيت در يك كار مؤثر باشد و يك استراتژي ديگر را ميتوان براي كار ديگري استفاده كرد. روي هم رفته اين ايـدههاي بيست و يك گانه در مورد كارآيي فـردي مثل غذاهاي آمادهاي هستند كـه ميتوان آنها را در هـر زمان و به ترتيب اهميتي كـه در شـرايط كنوني براي ما دارد به طـور دلخواه مـورد استفاده قرار داد.
كليد موفقيت عمل كـردن است. ايـن اصول براي رسيدن بـه پيشرفتها و نتايج سريع و قابل پيشبيني نتيجه بخش هستند. هر چقدر سريعتر آنها را ياد بگيريد و به كار ببنديد مسلماً در حرفه خود سريعتر پيشرفت خواهيد كرد.
هيچ مـحدوديتي در مـورد آنچـه مـيتـوانيـد انجـام بـدهيد وجـود نـخواهـد داشـت بـه شـرطي كــه يــاد بـگيريـد چـطور
‹‹ قورباغه را قورت بدهيد ››.
برايان تريسي
سولانابيچ، كاليفرنيا
مقـدمـه
قـوربـاغـه را قـورت بـده!
عصر حاضر براي زندگي كردن دوران فوقالعادهاي است. در هيچ زماني تا اين حد امكانات و فرصتهاي گوناگون براي دستيابي به بيشترين اهداف وجود نداشته است. چرا كه شايد در هيچ دوراني از تاريخ بشر به اين اندازه انتخابهاي گوناگون در پيش روي انسان نبوده است. در واقع آنقدر كارهاي خوب و جالب براي انجام دادن وجود دارد كه شايد بتوان گفت توانايي تصميم گيري و انتخاب از ميان آنها عامل تعيين كننده موفقيت شما در زندگي است.
اگر شما هم مثل بيشتر مردم اين دوره و زمانه باشيد حتماً با زيادي كارها و كمي وقت مواجه هستيد. در حالي كه با انجام امور موجود دست به گريبانيد كارها و وظايف جديد به طور سيل آسا به سوي شما هجوم ميآورند. به همين دليل است كه هرگز نميتوانيد تمام كارهايتان را انجام بدهيد. شما هيچ وقت نميتوانيد از كارها پيشي بگيريد و هميشه در مورد بعضي از كارها و يا شايد در مورد بيشتر كارها از برنامه عقب ميافتيد.
با اين اوصاف در اين زمان و شايد بيش از هر زمان ديگر در گذشته توانايي شما در تعيين مهمترين كارهايي كه بايد شروع كرده و سريعاً به اتمام برسانيد به احتمال زياد بيش از هر توانايي يا مهارت ديگري در موفقيت شما نقش خواهد داشت.
يك انسان واقعي اگر بتواند اين عادت را در خود ايجاد كند كه كارهاي خود را به طور واضح اولويت بندي كند و كارهاي مهم را سريعاً انجام دهد، ميتواند از يك نابغه كه زياد حرف ميزند و نقشههاي عالي ميكشد اما كمتر كاري رابه انجام ميرساند پيشي بگيرد.
از قديم گفتهاند اگر اولين كاري كه بايد هر روز صبح انجام بدهي اين باشد كه قورباغه زندهاي را قورت بدهي در بقيه روز خيالت راحت خواهد بود كه سختترين و بدترين اتفاقي را كه ممكن است در تمام روز برايت پيش بيايد پشت سر گذاشتهاي.
قورباغه شما در واقع بزرگترين و مهمترين كاري است كه بايد انجام بدهيد. همان كاري كه اگر الان فكري به حالش نكنيد به احتمال زياد همين طور براي انجام آن تنبلي خواهيد كرد. ضمناً كار مورد نظر همان كاري است كه انجام آن در حال حاضر ميتواند بيشترين تأثير را در زندگي شما بگذارد.
قديميها همچنين گفتهاند: ‹‹ اگر قرار است دو تا قورباغه را بخوري اول آن يكي را كه زشتتر است بخور! ››
منظور اين است كه اگر دو كار مهم را پيش رو داريد اول كاري را كه بزرگتر و سختتر و مهمتر است انجام بدهيد. خود را موظف كنيد كه بلافاصله دست بكار شويد و آنقدر مداومت به خرج دهيد تا كار را به اتمام برسانيد پيش از آنكه دست به انجام كار ديگري بزنيد.
به اين كار مثل يك ‹‹ امتحان ›› فكر كنيد و با آن مثل يك مبارزه فردي روبرو شويد. در برابر اين وسوسه كه اول كـارهاي آسانتر را انجام دهيد مقاومت كنيد.
مدام به خودتان يادآوري كنيد كه مهمترين تصميمي كه هر روز ميگيريد اين است كه اول چه كاري را انجام بدهيد و بعد از آن به چه كاري مشغول بشويد، البته اگر كار اول را به انجام برسانيد.
حرف آخر اين است:
‹‹ اگر بايد قورباغه زندهاي را بخوري هيچ فايدهاي ندارد كه مدت زيادي بنشيني و به آن نگاه كني. ››
كليد رسيدن به سطوح بالاي كارايي و بهرهوري اين است كه اين عادت را براي هميشه در خود ايجاد كنيد كه هر روز صبح ابتدا به سر وقت مهمترين كار خود برويد. بايد در زندگي اين عادت را در خود ايجاد كنيد كه هر روز قبل از هر كاري اول قورباغه خود را قورت بدهيد بدون آنكه وقت زيادي را صرف فكر كردن درباره اين كار بكنيد.
بـا مـطالعه و بـررسي هـر چـه بيشتر در مــورد مـردان و زنـان كـه درآمـد بيشتري داشته و سريعتـر پيشرفت كردهاند ويژگـي ‹‹ عمل گرايي ›› به عنوان بارزترين و پايدارترين رفتاري كه آنها در هركاري از خود نشان ميدهند خودنمايي مـيكند. افـراد موفق و مؤثر كـساني هستند كـه مستقيماً به سراغ كارهاي اصلي خود ميروند و خود را موظف ميكنند تا آنها را به اتمام برسانند.
در دنياي ما، و به خصوص در دنياي شغلي ما، افراد براي رسيدن به نتايج معين و قابل اندازهگيري دستمزد ميگيرند و ارتقاء مقام پيدا ميكنند. شما براي انجام خدمات ارزشمند و به ويژه خدماتي كه از شما خواسته ميشود پول ميگيريد.
‹‹ شكست در عمل ›› يكي از مهمترين مشكلاتي است كه امروزه در سازمانها به چشم ميخورد. بسياري از مردم مَشغَله را با موفقيت اشتباه ميگيرند. اين قبيل افراد مدام حرف ميزنند، مرتب جلسه تشكيل ميدهند و برنامههاي فوقالعادهاي را طرحريزي ميكنند، اما در نهايت كارمفيدي انجام نميدهند و به نتايج مطلوب دست پيدا نميكنند.
حداقل 95 درصد موفقيت شما در زندگي و كار بستگي به عادتهاي مختلفي دارد كه به مرور زمان كسب ميكنيد، عادت تعيين اولويتها، غلبه بر تنبلي و مداومت در انجام امور، مهمترين وظايف يك مهارت ذهني و جسمي است. پس ميتوانيد اين عادت را از طريق تمرين و تكرار پي در پي ياد بگيريد و آنقدر به آن ادامه دهيد تا در ذهن ناخودآگاه شما نقش ببندد و به جزء جدانشدني رفتار شما تبديل شود. زماني كه اين رفتار تبديل به عادت شود انجام آن بهآساني و بهطور خودكار صورت ميگيرد.
شما از نظر ذهني و عاطفي طوري طرحريزي شدهايد كه موفقيت در انجام كارها به شما احساس خوب و مثبتي ميدهد، شما را خوشحال ميكند و در شما احساس پيروزي ايجاد ميكند.
هر وقت از عهده كاري، چه كوچك و چه بزرگ، برميآييد موجي از انرژي، شور و شوق و اعتماد به نفس را در خود احساس ميكنيد. هر چقدر اين كار مهمتر باشد در وجود خود و دنياي پيرامونتان شادي، اعتماد به نفس و قدرت بيشتري احساس ميكنيد.
يكي از به اصطلاح بزرگترين رازهاي موفقيت اين است كه شما واقعاً ميتوانيد در خودتان يك ‹‹ اعتياد مثبت ›› نسبت به لذتي ايجاد كنيد كه از اطمينان، اعتماد و قابليت حاصل از موفقيت ناشي ميشود. وقتي اين اعتياد را در خود ايجاد كرديد آنوقت بدون آنكه حتي درباره آن فكر كنيد زندگي خود را به نحوي سروسامان خواهيد داد كه مدام كارها و پروژههاي بزرگتري را آغاز كنيد و به انجام برسانيد.
يكي از راههاي رسيدن به يك زندگي عالي، موفقيت شغلي و رضايت كامل از خود، اين است كه عادت شروع كردن كارهاي مهم و تمام كردن آنها را در خود ايجاد كنيد. وقتي به اين مرحله برسيد اين عادت چنان نيرومند ميشود كه به پايان رساندن كارهاي مهم را آسانتر از رهاكردن آنها خواهيد يافت.
شايد اين لطيفه را شنيده باشيد كه مردي در يكي از خيابانهاي نيويورك از موسيقيداني ميپرسد كه چطور ميتواند به تالار كارنگي برسد و موسيقيدان جواب ميدهد: ‹‹ با تمرين آقا، با تمرين ››
تمرين، كليد تسلط بر هر مهارتي است. خوشبختانه ذهن شما مثل يك ماهيچه عمل ميكند. هر چقدر بيشتر آن را بهكار بگيريد قويتر ميشود و قابليت بيشتري پيدا ميكند. با تمرين ميتوانيد هر رفتار يا مهارتي را كه دوست داريد يا ضروري ميدانيد در خودتان بپرورانيد.
براي ايجاد عادت توجه و تمركز بر روي مهمترين كارها به سه ويژگي اساسي نياز داريد كه هر سه را ميتوان ياد گرفت. اين سه ويژگي، تصميم گيري، انضباط و اراده هستند.
اول بايد تصميم بگيريد كه عادت به انجام رساندن كارها را در خود بپرورانيد. دوم بايد خودتان را منضبط كنيد تا اصول لازم براي ايجاد اين عادت را آنقدر تمرين كنيد تا بر آنها تسلط پيدا كنيد. و در آخر بايد هر كاري را كه بر اساس اين اصول انجام ميدهيد با استفاده از نيروي اراده تقويت كنيد تا اينكه اين عادت ثبات پيدا كند و به جزء جدانشدني شخصيت شما بدل شود.
براي اينكه روند پيشرفت خود را به سوي شخصيت مثمر ثمر، مؤثر و كارآمدي كه ميخواهيد باشيد سرعت بدهيد يك روش ويژه وجود دارد. بايد مدام به فوايد و مزاياي اهل عمل بودن، سريع كار كردن و تمركز داشتن فكر كنيد. خود را همان فردي تصور كنيد كه كارهاي مهم را به سرعت، به خوبي و بطور مداوم انجام ميدهد.
تصوير ذهني كه از خودتان داريد تأثير شگرفي بر رفتار شما دارد. خود را به صورت فردي كه ميخواهيد در آينده باشيد مجسّم كنيد. تصوير شما از خودتان يا به عبارت ديگر اينكه خود را از درون چگونه ميبينيد تا حد زيادي نحوه عملكرد شما را در جهان بيرون تعيين ميكند. جيم كَتكارت كه يك سخنران حرفهاي است ميگويد: ‹‹ شما تبديل به هماني ميشويد كه تجسم ميكنيد. ››
توانايي شما براي يادگيري و پروراندن مهارتها، عادتها، و قابليتهاي جديد عملاً نامحدود است. وقتي از طريق تمرين و تكرار خودتان را تربيت ميكنيد تا بر تنبلي غلبه كنيد و كارهاي مهم خود را به سرعت انجام دهيد، در جاده زندگي و كار وارد خط سرعت ميشويد و درست مثل اين است كه پايتان را روي پدال گاز فشار بدهيد.
پس قورباغه را قورت بده!
1
ä سفره را بچينيد
براي موفقيت يك ويژگي هست كه فرد بايد آن را داشته باشد و آن مشخص بودن هدف است. به بيان ديگر، فرد بايد بداند كه چه ميخواهد و شديداً خواستار بدست آوردن آن باشد.
ناپلئون هيل
--------------------------------------------------------------------------------
قبل ازآنكه بتوانيد ‹‹ قورباغه ›› خود را مشخص كنيد و دست به كار خوردن آن شويد بايد ابتدا دقيقاً معين كنيد كه در هر حوزه از زندگيتان به چه چيزي ميخواهيد برسيد. در بالا بردن كارايي فردي مهمترين اصل روشن بودن هدف است. اولين دليل اينكه چرا بعضي از مردم ميتوانند كارها را سريعتر انجام دهند اين است كه هدفها و برنامههاي كاملاً روشني دارند و از آنها فاصله نميگيرند .
هر چه برايتان روشنتر باشد كه چه ميخواهيد و براي به دست آوردن آن چه بايد بكنيد، آسانتر ميتوانيد بر تنبلي غلبه كنيد، راحتتر قورباغهتان را ميخوريد و سريعتر كارها را به اتمام ميرسانيد .
روشن نبودن هدف، سرگرمي و پريشان فكري در مورد اينكه چه كاري را بايد انجام بدهيد و به چه دليل و به چه صورتي بايد آن را انجام بدهيد يكي از دلايل اصلي تنبلي و نداشتن انگيزه است. براي نجات پيدا كردن از اين شرايط معمول بايد تمام نيروهاي خود را به كار بگيريد و براي هر كاري كه انجام ميدهيد هدف روشن و مشخصي را تعيين كنيد.
à يك روش عالي براي موفقيت در كار اين است: افكارتان را روي كاغذ بياوريد.
فقط سه در صد از مردم هدفهاي مشخصي دارند و آنها را روي كاغذ ميآورند. اين افراد در مقايسه با افرادي كه از نظر ميزان تحصيلات و توانايي برابر و يا بهتر از آنها هستند اما به هر دليلي هرگز وقت خود را صرف روي كاغذ آوردن هدفهاي خود نكردهاند پنج تا ده برابر بيشتر كارايي دارند.
شما ميتوانيد تا آخر عمر از يك روش مؤثر براي مشخص كردن و رسيدن به هدفهايتان استفاده كنيد. اين روش هفت مرحله ساده دارد. با رسيدن به هركدام از اين هفت مرحله ميتوانيد كارايي خود را دو تا سه برابر كنيد. بسياري از افرادي كه دورههاي آموزشي مرا به اتمام رساندهاند با استفاده از اين روش ساده هفت مرحلهاي توانستهاند درآمد خود را ظرف چند سال و حتي چند ماه به طور چشمگيري افزايش دهند.
ü مرحله شماره 1: مشخص كنيد كه دقيقاً چه ميخواهيد. به تنهايي يا با رئيستان بنشينيد و آنقدر در مورد هدفها و برنامههايتان بحث كنيد تا كاملاً برايتان روشن شود كه رئيستان از شما انتظار دارد چه كارهايي را انجام دهيد و ترتيب انجام آنها به چه صورتي باشد. تعجبآور است كه افراد زيادي مدتها مشغول انجام وظايف و كارهاي بيهوده هستند چون هرگز تصميم نگرفتهاند كه با رئيس خود در مورد چنين موضوع مهمي به بحث بنشينند.
قانون: يكي از بدترين راههاي استفاده از وقت آن است كه كاري را كه به هيچ وجه
لازم نيست به بهترين وجه انجام دهيم.
استفن كاوي ميگويد: ‹‹ پيش از آنكه بالا رفتن از نردبان موفقيت را شروع كنيد، ابتدا مطمئن شويد كه نردبان را به ساختمان مناسب تكيه دادهايد. ››
ü مرحله شماره 2: هدف خود را روي كاغذ بياوريد. وقتي هدفتان را مينويسيد، آن را شفاف و قابل لمس ميكنيد. با اين كار چيزي خلق ميكنيد كه قابل لمس و ديدن است. به بيان ديگر هدفي كه روي كاغذ نيامده است فقط يك آرزو يا رؤياست و هيچ انرژي در پشت آن نيست. هدفهاي نوشته نشده منجر به سردرگمي، ابهام، گمراهي و اشتباهات بسيار ميشوند.
ü مرحله شماره 3: براي هدف خود مهلت تعيين كنيد. براي يك هدف يا تصميم بدون مهلت مشخص هيچ فوريتي وجودندارد. چنين هدفي فاقد يك آغاز يا پايان واقعي است. اين كه محول كردن يا پذيرش كارها و مسئوليتها فاقد مهلتي معين براي انجام باشد طبيعتاً باعث ميشود كه كارها را به تعويق بيندازد و بخش ناچيزي از آنها را انجام دهيد.
ü مرحله شماره 4: از تمام كارهايي كه فكر ميكنيد بايد براي رسيدن به هدفتان انجام بدهيد فهرستي تهيه كنيد. هر بار چيز جديدي به ذهنتان رسيد آن را به ليست فعاليتها اضافه كنيد. اين كار را تا كامل كردن ليست ادامه دهيد. اين فهرست به شما تصوير قابل مشاهدهاي از وظيفه يا هدف اصلي ونيز راهي كه بتوان در آن بيوقفه به كار ادامه داد ارائه و احتمال رسيدن به هدف را به طور چشمگيري افزايش ميدهد.
ü مرحله شماره 5: فهرست را به يك برنامه تبديل كنيد. كارهايي را كه به صورت ليست در آوردهايد اولويت بندي كنيد. مشخص كنيد كه چه كاري بايد قبل از همه و چه كاري بعد انجام شود. حتي اگر ميخواهيد برنامه خود را قابل مشاهدهتر كنيد كارها را به ترتيب اولويت در داخل مستطيلها يا دايرهها بنويسيد. خواهيد ديد وقتي با اين كار هدف خود را به وظايف يا كارهاي كوچكتر تقسيم ميكنيد تا چه اندازه رسيدن به هدف برايتان آسانتر ميشود.
با داشتن يك هدف مكتوب و يك برنامه منظم و سازمان يافته كارايي و توانايي شما بسيار بيشتر از فردي خواهد بود كه هدفهايش را در ذهنش نگه ميدارد و با خودش حمل ميكند.
ü مرحله شماره 6: فوراً كار را بر اساس برنامه شروع كنيد. هر كاري كه ميخواهد باشد. برنامه متوسطي كه بسيار خوب اجرا شود بهتر از يك برنامه عالي است كه هيچ اقدامي در جهت اجراي آن انجام نشود. در راه رسيدن به هر موفقيتي اجراي برنامه از همه چيز مهمتر است.
ü مرحله شماره 7: تصميم بگيريد كه هر روز براي آنكه قدمي به سوي هدف اصلي برداريد كاري انجام دهيد. اين كار يا فعاليت را در برنامه روزانه خود بگنجانيد. هر روز تعداد صفحات معيني در مورد موضوع مورد نظر خود مطاله كنيد، به سراغ تعداد مشخصي از مشتري برويد، مدت زمان معيني ورزش كنيد، از يك زبان خارجي تعداد مشخصي واژههاي جديد ياد بگيريد. هرگز يك روز خود را بيهوده تلف نكنيد. حركت به جلو را ادامه دهيد. وقتي حركت را شروع كرديد به پيشروي ادامه دهيد. متوقف نشويد. همين استواري و ثبات قدم به تنهايي ميتواند شما را تبديل به يكي از فعالترين و موفقترين افراد نسل خود كند.
داشتن هدفهاي مكتوب تأثير بسيار خوبي روي قدرت تفكر شما دارد. به شما انگيزه كار و فعاليت ميدهد. قدرت خلاقيت شما را تقويت ميكند، انرژي بخش است و بيش از هر عامل مؤثر ديگري به شما كمك ميكند تا بر تنبلي خود پيروز شويد.
هدفها سوخت و انرژي آتشدان موفقيت هستند. هر چه اين هدفها بزرگتر و روشنتر باشد براي رسيدن به آنها مشتاقتر ميشويد. هر چه به هدفهايتان بيشتر فكر كنيد تمايل و اشتياق دروني شما براي دستيابي به آنها بيشتر ميشود. هر روز به هدفهايتان فكر كنيد و آنها را مرور نماييد. هر روز صبح فعاليتتان را با مهمترين كار آغازكنيد. اين كار ميتواند شما را به مهم ترين هدفي كه در حال حاضر داريد، برساند.
قورباغه را قورت بده !
همين الآن يك كاغذ برداريد و ده هدفي كه ميخواهيد در سال آينده به آنها برسيد ليست كنيد. اين هدفها را به صورتي بنويسيد كه گويا يك سال گذشته است و آنها همگي به تحقق پيوستهاند. در نوشتن هدفهايتان از زمان حال و ضمير اول شخص استفاده كنيد، هدفها بايد با صراحت و با قطعيت بيان شوند. با اين كار ذهن ناخود آگاه شما بي درنگ آنهارا تأ ييد مي كند. براي مثال مي نويسيد: ‹‹ من ... تومان در آمد دارم. ›› يا ‹‹ وزن من ... كيلو گرم است. ›› و يـا ‹‹ من سوار اتومبيل ... هستم. ››
سپس ده هدفي را كه نوشتهايد مرور كنيد. از ميان آنها هدفي را انتخاب كنيد كه رسيدن به آن بيشترين تأثير را در زندگي شما ميگذارد. اين هدف هر چه كه هست آن را روي يك برگ كاغذ بنويسيد، براي رسيدن به آن مهلتي تعيين كنيد، برنامهريزي كنيد طبق برنامه دست به كار شويد و هر روز براي دست يابي به هدف مورد نظر كاري انجام دهيد. همين تمرين به تنهايي ميتواند زندگي شما را دگرگون كند!
ای خدای مهربون سلام