حيف از اين 500 ميليون دلاري كه خرج شد .... اينم برج ميلادمون

دوستي داشتم كه مهندس پروژه برج ميلاد بود. هميشه راجع به اين پروژه موقع ساختش با اب وتاب صحبت ميكرد و من هم كه حوصله اش رو نداشتم فقط بهش نگاه ميكردم و سرمو براي تاييد تكون ميدادم ولي توي فكر خودم بودم. يه روز ديدمش كه خيلي ناراحت بود. ازش پرسيدم كه چي شده كه شروع كرد به تعريف كردن. گفت:

" امروز يه چيزي پيش اومد كه خيلي ناراحتم كرد. يه گروه ژاپني اومده بودن براي بازديد. حدودا ١٤ يا ١٥ نفر بودن ، هر دونفر با يكي از ما رفتن كه از چيزهاي مختلف بازديد كنن. من هم با دو نفرشون رفتم و شروع به توضيح دادن كردم . از سه طبقه زيرزمين شروع كردم واينكه حدود ٤٥٠ تا ٥٠٠ ميليون دلار هم هزينه ساخت اون شده به اضافه اينكه ٨ سال هم از موقع شروع تا پايانش طول كشيده و بعد main hall و تجهيزات basement , seismic device ، و بعد سالن اجتماعات رو نشونشون دادم و بعد هم رفتيم توي اسانسور كه قسمتهاي كلاهك و pinnacle رو بهشون نشون بدم كه توي اسانسور يكيشون پرسيد از اين قسمتshaft چه استفاده اي ميشه؟؟؟ من هم نيشخندي زدم و گفتم كه خوب معلومه ديگه اين قسمت كلاهك ٢٥٠٠٠ تني رو كه بزرگترين كلاهك برج مخابراتي در دنيا هست رو نگه ميداره. اون گفت نه منظورم اين نيست، يعني اينكه اينجا مسكوني هست يا اداري ؟؟ من گفتم نه اين قسمت خاليه و راه پله و اسانسور و انتقال تجهيزات از اينجاست. اون هم ديگه چيزي نگفت و رسيديم به بالاي برج . خلاصه اونجا هم يه سري چيزها رو نشون دادم و بعد رسيديم به رستوران گردان . چون هنوز راه نيفتاده بود من رفتم كه موتورش رو نشون بدم كه يكيشون گفت كه اين چرا اين شكليه؟؟؟ پيش خودم گفتم كه اينها چه جوري اينقدر كم استعدادن!!! رستوران گردان تا حالا نديدن و بعد هم با افتخار گفتم كه اين رستوران گردانه و يه عالمه توضيح دادم. خلاصه اون قسمتها كه تموم شد اومديم روي تراس كه اون يكي گفت : پس gyroscope اينجا كجاست ؟؟؟ من گفتم كه البته جايي براش تعبيه كرديم ولي فعلا در برنامه نيست كه اون رو در محل بذاريم ... ياروگفت جالبه چون من اون رستوران گردان رو فكر كردم كه gyroscope هست... روي تراس كه بوديم ژاپني اولي ازم سوال كرد كه اين كوهها مال كشور شماست؟؟؟ من هم بادي در غبغب انداختم و گفتم بله تمام اونها مال كشور ماست. گفت ارتفاعشون چقدره ؟؟ گفتم ٤٠٠٠ متر حدودا . گفت چقدر از اينجا فاصله داره ؟؟؟؟ گفتم حدودا ٨ تا ١٠ كيلومتر. گفت تله كابين هم داره؟؟ گفتم بله داره ، ميخواين ببرمتون اونجا؟ اسكي هم ميتونين بكنين. گفتن نه احتياجي نيست. اون اولي از من پرسيد كه شما مسوول پروژه هستين؟؟؟ و من هم كه خيلي جو گرفته بودم گفتم بله خودم هستم ( البته نبودم و فقط مسوول يه قسمت كوچيكش بودم) بعد يه چيزي به ژاپني به هم گفتن و شونه هاشون رو بالا انداختن و به ساعتشون نگاه كردن و گفتن بايد بريم براي ناهار. براي ناهار رفتيم و همهشون جمع شدن و من با اون اوليه سر يه ميز نشستيم. اولش ساكت بود و هيچي نميگفت، بعدش يه دفعه رو به من كرد و گفت شما گفتين اين برج shaft اش خاليه يعني استفاده اداري ومسكوني نداره؟؟ گفتم بله براي مخابرات ساخته شده. گفت شما گفتين اون كوهها هم مال شماست و كمتر از ١٠ كيلومتر با اينجافاصله داره؟؟؟؟ گفتم بله مطمئنا. گفت خوب اگه شما مسوول اين پروژه بودين چرا اين برج رو روي اون كوهها نساختين؟؟؟ گفتم اخه اين كه خيلي واضحه توي اونشرايط جوي اين همه مصالح براي ساختن برج اونجا رو چه جوري ببريم؟؟ گفت خوب من و دوستم هم همينو داشتيم بحث ميكرديم شما اصلا احتياجي به ساختن برج نداشتين يه دكل اونجا ميذاشتين . يه دكل مخابرات در ارتفاع ٤٠٠٠ متري بهتر از يه دكل روي يك برج ٤٠٠ متري عمل ميكنه. Shaft اين برج كه خاليه كاري انجام نميده. گفتم شوخي ميكنين، خوب اگه اينطوريه شما چرا خودتون بلندترين برج مخابراتي دنيا رو دارين ميسازين(SKY TREE بلندترين برج مخابراتي جهان در توكيو سال٢٠١٢ افتتاح شد ولي اون موقع در حال ساخت بود) ؟؟؟؟؟ گفت توكيو يه شهريه كه در كنار اب هاي ازاده. بلندترين منطقه اون ١٠٠ متر ارتفاع نداره . در ضمن تا ٦٥ كيلومتريش كوه ١٠٠٠ متري هم نيست چه برسه به كوه ٤٠٠٠ متري در فاصله ٩ كيلومتريش. گفتم اين همه برج مخابراتي تو دنيا هست... حرفم تموم نشده بود كه گفت برج رو كه براي رقابت نميسازن ، براي نياز ميسازن. تمام اونهاي ديگه هم از اين قاعده مستثني نيستن. ..... يك كم فكر كردم .. برج مسكو ، تيانشان، تورنتو، كوالالامپور .. راست ميگفت!!!! همه اينها در زمينهاي flat land ساخته شدن و حتي تا فاصله ده ها يا صد ها كياومتر اصلا يك تپه ٤٠٠ يا ٥٠٠ متري هم نيست!!!!!!!!  گفتم اخه ما نياز به يك سمبل ملي داشتيم ،،،، گفت شما ميتونستين يه سمبل ملي با ١٠ يا١٥ ميليون دلار درست كنين نه يك برج ٥٠٠ ميليون دلاري روي ضعيفترين نقطه شهر ،،، اونم بدون gyroscope كه حتي به يك طوفان اجازه ميده كه اون رو جابجا كنه و نه حتي زلزله. چون تا جايي كه من ميدون gyroscope به صورت built in كار گذاشته ميشه و بايد اون در محل قرار داده بشه و بعد pinnacle دورش ساخته بشه...  من ديگه جوابي نداشتم بدم فقط گفتم كه من مسوول ساخت اينجا نبودم و يه سري پرت وپلا كه از قيافه يارو فهميدم كه ديگه نبايد ادامه بدم ،،،، هر دو ديگه حرفي نزديم.... من هم داشتم زمين و زمان رو مقصر ميدونستم از اقا محمد خان قاجار كه چرا تهران رو وسط كوهها ساخت نه بغل يه پهنه ابي تا ما بتونيم راحت توش برج بسازيم تا كسي كه ٥٠٠ ميليون دلار رو هزينه اين برج كرد و علاوه بر اون فكر روزي كه يك جسم به وزن يك برابر ونيم USSR GEORGE WASHINGTON از ارتفاع ١٠٠٠ پا بخوره وسط بزرگراه همت!!!! و در يك سناريوي بدتر وارد پارك وي بشه و غلت بخوره بره پايين!!!!  از همه بدتر چيزي كه ازارم ميداد اين بود كه من دو سال و نيم اينجا كار كردم و بعدش دو سال هم درگير اينجا بودم ولي اصلا اين فكر به مغزم خطور هم نكرده بود و اين دوتا در عرض يك ساعت اين رو فهميدن!!! و تازه ما ايراني ها نميدونم از كجامون در اورديم كه باهوشيم؟؟؟ خلاصه اون ناهار كوفتم شد،،،،، و اون هم ديگه هيچي نگفت،،،، ناهارش كه تموم شد بلند شد و دستش رو روي شونه من گذاشت و گفت خيلي ازتون عذر مي خوام كه ناراحتتون كردم ، اصلا منظوري نداشتم،،،، ميدونستم كه شما مسوول پروژه نيستين چون همون پايين كه بوديم بهمون گفتن كه ايشون نتونسته بياد،،،،، مطمئنم اگه شما مسئولش بودين يه جاي بهتر براي اون در نظر ميگرفتين. اينا رو گفت و دستش رو زد به پشتم و رفت .

بازي 30 ثانيه اي

قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید . جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه ای هستند . پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین ، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد ،  اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند. او در ادامه میگوید : "  آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده ، سلامتی ، دوستان و روح  خودتان  و توپ لاستیکی همان کارتان است كار را بر هيچ يك از عوامل فوق ترجيح ندهيد، چون هميشه كاري براي كاسبي وجود دارد ولي دوستي كه از دست رفت ديگر بر نميگردد، خانواده اي كه از هم پاشيد ديگر جمع نميشود،‌ سلامتي از دست رفته باز نميگردد و روح آزرده ديگر آرامشي ندارد.

چرا و چرا هاي ما ؟

لحظه لحظه زندگي هر يك از ما سرشار از حادثه ها و رويدادهاست . هركدام از ما شكلي از زندگي را سپري مي كنيم كه ممكن است درست مطابق ميل ما و يا درست بر خلاف ميل ما باشد . در هر صورت شكل برخورد ما در شكل گيري روز هاي آيند نقش اساسي دارد . گاهي اوقات برخي تمناها و خواستن ها چنان كوچك است كه خودمان سخيف بودنش را نمي دانيم مثلا ویکتورهوگو مي گويد  زنهایی که به دنبال برابری با مردها هستند آرزوی بسیارکوچکی دارند !. برخي آرزو كردن ها و يا برآورد كردن ها چنان با عظمت است كه باز هم باورش براي ما بسيار سخت مثلا شما همیشه می توانید برای سالگرد ازدواج ،طرف  را غافلگیر کنید . فقط کافی است یادش بیاورید که آن روز سالگرد ازدواج شماست .ميشه گفت كه زماني زني خوشحال و با آرامشي كه مردت مردت خوبي باشد در اين صورت مرد خوب برایت هر کاری انجام می دهد ،مرد بد هر بلایی که بتواند به سرت می آورد .و يا زماني مرد خوشبخت هستي كه زني خوب داشته باشي زيرا زن خوب برایت هر کاری انجام می دهد ،زن بد هر بلایی که بتواند به سرت می آورد .آيا تا بحال دقت كردي كه اگر زنی رنگ شاد بپوشد رژ لب بزند ، و کلاه عجیب و غریبی سرش بگذارد ، شوهرش با اکراه او را به کوچه و خیابان می برد . ولی اگر کلاه کوچکی بر سرش بگذارد و کت و دامن خیاط دوز تن کند شوهرش با کمال میل او را بیرون می برد . مي برد اما در تمام مدتي كه در بيرون از منزل هستند مرد به زن هاي ديگري  که لباس رنگ شاد پوشیده و کلاه عجیب و غریب سرش گذاشته و رژ لب زده است خیره می شود . اين صفت و خصوصيت برخي مردان (شما بگيد يك درصد ) موجب بدنامی 99 درصد بقيه مردان هستند . خيلي ساده بايد گفت كه 99 درصد مردان در جامعه ما اينگونه هستند باور نمي كنيد روزي را براي درك اين موضوع گشتي در شهر خود بزنيد . چه شده است ما را نمي دانم ولي ميدانم كه ما مردا ها يك چيزي كم داريم آيا شما اين كمبود مردا ها مي دانيد . باور ها و افكار خويش را بيان كنيد . مرد ها يك چيزي ديگري نيز دارند در اين جمله دقت كنيد " در جامعه ما بسياري از مردهای باهوش را می شناسیم که با زنهای کودن ازدواج کرده اند ، ولی هرگز زن باهوشی راپیدا نمی کنید که با مرد کودنی ازدواج کرده باشد چرا (تصور شماست چيست )

راستي چــرا، شما نشسته اید و ديگران فکر می کنند حتما منتظرید تا کسی کاری به شما بدهد تا برایش انجام بدهید . با وجودی آنكه چرا هاي زيادي را ميتوان براي خود طرح كرد بيشتر به فكر چراها براي ديگري باشيم و جرات نداشته باشيم جواب چراهاي منطقي را بدهيم و در فرصت باقي مانده از عمر خود به اين چرا هاي خودمان اضافه كنيم و پاسخ دهيم تا شايد به تكامل و كرامت انساني برسيم  چراهاي من آنقدر زياد است كه فرصت پرداختن به چراي ديگران را ندارم

:::::::::::::: تحريرشد در 19/09/1391 :::::::::::

رکوردهای احمدی نژاد

 به نقل از عصر ايران

شاید اگر سال‌ها بعد از یک ایرانی که در سال 84 به احمدی نژاد رای داده و تا آخر هم احمدی نژاد را دوست داشته بپرسند، اکنون پس از سال‌ها نظرت در خصوص او چیست بگوید: «او رئیس جمهوری با متفاوت‌ترین و عجیب‌ترین رفتارها بود».

به نوشته همشهری ماه رئیس جمهوری که پس از انتخاب کابینه‌اش برای نشان دادن ساده زیستی و کاهش هزینه های بیت المال در سال 84 با اتوبوس به همراه هیات دولت جدید به مشهد سفر کرده تا اولین جلسه هیات دولت را در این شهر مقدس برگزار کند ولی هفت سال بعد در سفر پرخرجی مانند سفر به نیویورک، تعداد همراهان او 120 نفر اعلام می‌شوند، باید هم در نزد افکار عمومی عجیب باشد.

محمود احمدی نژاد که با پیروزی بر اکبر هاشمی رفسنجانی در دور دوم انتخابات سال 84، به عنوان رئیس جمهور دوره نهم انتخاب شد، در طول هفت سال ریاست جمهوری اش (از 84 تاکنون) دولتی را اداره کرده که از نظر برخی افراد به دولت «ترین ها» شهره شده است.

او و دولت اش در برخی مواقع مشمول تبصره های برخی مواد قانونی شدند که قانون گذاران همیشه برای لحظات احتمالی که در ذهن خود ترسیم میکنند، به عنوان قانون در می‌آورند و از این روست که دولت او دولت پررکوردی است؛ رکوردهایی که اکثرا نه نشان افتخار، بلکه بی قانونی مفرط حاکم بر دولت نهم و دهم بوده و هست.
 

رکوردهای سیاسی

دولتی که تا لب مرز افتادن از حد نصاب پیش رفت
دریافت نکردن رای اعتماد کامل کابینه پیشنهادی: سال 84 زمانی که محمود احمدی نژاد اولین کابینه خود را برای دریافت رای اعتماد به مجلس اصولگرای هفتم معرفی کرد، از بین 21 وزیر معرفی شده چهار وزیر به دلیل دریافت نکردن رای اعتماد نمایندگان مجلس هفتم، مجوز ورود به کابینه را نگرفتند. در کابینه دوم محمود احمدی نژاد در سال 88 نیز، نمایندگان مجلس به ۱۸ وزیر پیشنهادی وی رای اعتماد دادند و به سه وزیر آموزش و پرورش، رفاه و نیرو رای ندادند.  این نخستین بار است که در تاریخ سیاسی انقلاب اسلامی، کابینه پیشنهادی رئیس جمهور موفق به دریافت رای کامل نمایندگان مجلس نشده و رئیس جمهور باید در تلاش بعدی، نسبت به دریافت رای اعتماد کامل نمایندگان و تکمیل کابینه اقدام کند.
در حالیکه پیش از دولت احمدی نژاد، بیشترین حجم تغییرات در کابینه به حداکثر یک یا دو جابه جایی و همچنین استیضاح میرسد، دولت نهم به خاطر شدت تغییرات گسترده در سطح هیات دولت تا مرز افتادن از حد نصاب پیش رفت. براساس اصل 136 قانون اساسی درصورتی که بیش از نیمی از وزرا تغییر کنند، رئیس جمهور باید کل کابینه را بار دیگر برای کسب رای اعتماد به مجلس معرفی کند. شاید اگر ترس از همین از حد نصاب افتادن نبود، چه بسا وزرای بیشتری در سال آخر دولت عزل شده یا توسط مجلس استیضاح میشدند...

 

سوال از رئیس جمهور برای اولین بار در تاریخ انقلاب
یکی دیگر از رکوردهای سیاسی محمود احمدی نژاد، اجرای اصل 88 قانون اساسی که از زمان تصویب تاکنون دست نخورده باقی مانده و برای هیچ رئیس جمهوری اجرا نشده بود، در مورد وی است. طبق اصل 88 قانون اساسی، «در هر مورد که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور یا هر یک از نمایندگان از وزیر مسوول، درباره یکی از وظایف آنان سوال کنند، رئیس جمهور یا وزیر موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رئیس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از 10 روز به تاخیر بیفتد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی.».....


اولین حضور زنان در سطح وزارت

یکی دیگر از «ترین ها» و رکوردهای دولت احمدی نژاد، حضور زنان در رده های بالای سیاسی کشور در سطح وزارت است. احمدی نژاد در کابینه پیشنهادی دولت دهم نام سه وزیر زن را برای گرفتن رای اعتماد به مجلس معرفی کرد که از این بین، مرضیه وحید دستجردی موفق به کسب رای اعتماد نمایندگان برای تصدی وزارت بهداشت شده و به عنوان اولین وزیر زن در تاریخ کابینه های پس از انقلاب لقب گرفت.
 

رکورد جابه جایی استانداران در دولت‌های نهم و دهم
تعداد جابه جایی استانداران استانه‌ای کشور از آغاز دولت نهم تاکنون، در حال عبور از عدد 90 است که این مساله یکی دیگر از رکوردهای سیاسی دولت محمود احمدی نژاد است. تعداد جابه جایی استاندار در استانی مانند خراسان شمالی به شش تغییر میرسد که این مساله نشاندهنده بی ثباتی مدیریت در سطح محلی است. این تغییرات سریع در سطح استانداران باعث شده، بی تجربگی برخی استانداران یکی از انتقادات نمایندگان مجلس نسبت به برخی استانداران و همچنین تیم کاری آنها باشد. دلیل واضح است؛ در برخی مناطق به محض آشنایی استاندار با شرایط و مشکلات، باد تغییرات وزیدن کرده و استاندار جدید را جایگزین میکند...

 

رکوردهای بین المللی 
8 سال، 8 سفر به نیویورک

حکایت حضور همه ساله احمدی نژاد در جلسات مجمع عمومی سازمان ملل با توجه به پیشینه این حضور توسط سایر روسای جمهور ایران در نوع خود جالب بوده و یک رکورد برای احمدی نژاد محسوب میشود.در حالی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا قبل از سال 84، تنها سه بار رئیس دولت برای حضور در مجمع عمومی سازمان ملل عازم نیویورک شدند، از سال 84 به این سو، محمود احمدی نژاد حضوری دائمی و همه ساله در جلسات مجمع عمومی و سخنرانی از تریبون این مجمع بین المللی داشته است......


پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا از زبان رئیس جمهور ایران

سفرهای سالانه احمدی نژاد به نیویورک، هر سال به حواشی گوناگونی همراه بود ولی آخرین سفر او و برخی سخنان او در زمینه مذاکره با آمریکا بیش از گذشته در داخل کشور حاشیه ساز شد. احمدی نژاد در سفر پیشین خود با لحن و ادبیات نرمتر نسبت به گذشته، در سخنان خود بارها در خصوص مذاکره با آمریکا سخن گفته بود که با واکنش سرد از سوی مجامع بین المللی و عکس العمل منفی در داخل کشور مواجه شد. صحبت از مذاکره مستقیم ایران و آمریکا از زبان رئیس جمهور ایران، آن هم در خاک آمریکا اولین بار بود که از طرف رئیس جمهور ایران به عنوان شخص دوم کشور مطرح میشد. هرچند همان گونه که انتظار میرفت، این سخنان احمدی نژاد با اعتراض نمایندگان مجلس، فعالان سیاسی و... در داخل ایران همراه شد.......

 

رکوردهای اقتصادی
چهار برابر شدن کل نقدینگی کشور نسبت به سال 84

ایران به دلیل اتکای اقتصادی اش به نفت، همواره با مشکل افزایش نقدینگی که در کنار خود رشد تورم را به همراه دارد روبه روست. در سالهای اول دولت محمود احمدی نژاد به دلیل افزایش بی سابقه درآمد نفتی، حجم زیادی از نقدینگی به اقتصاد کشور تزریق شد که به گفته الیاس نادران-از اعضای کمسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی- «نقدینگی کشور فقط ظرف سال گذشته بیش از 25درصد افزایش پیدا کرده و نسبت به ابتدای دولت احمدینژاد بیش از چهار برابر شده است؛ یعنی 300درصد افزایش پیدا کرده و با این افزایش قیمتها ما موج جدیدی از شوک قیمتی را در بازارهای مختلف به خصوص کالاهای اساسی و مصرفی و نیازمندیهای مصرفی مردم خواهیم داشت.» شایان ذکر است، افزایش حجم نقدینگی در دولتهای قبل از دولت نهم و دهم نیز همواره با رشد زیادی مواجه بوده ولی ثبت رشد 300درصدی در نوع خود یک رکورد است.
 

سکه 13 برابر سال 84، دلار 3/3 برابر
آن گونه که در آمار منتشر شده توسط پایگاه خبری عصر ایران به چشم میخورد، هر قطعه سکه بهار آزادی زمانی که احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران سوگند یاد کرد، 96 هزار تومان بود ولی امروز به بالاتر از یک میلیون تومان رسیده که افزایشی قریب به 13 برابری را نشان میدهد.(آمار تقریبی به دلیل نوسان قیمت) 
همچنین قیمت دلار در سال 1384، زمانی که محمود احمدی نژاد رئیس جمهور شد و دولت را تحویل گرفت، 902 تومان بود و اینک با نوسان مواجه است. این اعداد نشان میدهند دلار در این سالها بیش از 3/3 برابر شده و به همین میزان نیز از ارزش پول ملی کاسته شده است.
 

رکوردی به بزرگی 3,000,000,000,000 تومان
سه هزار میلیارد تومان برای ایرانیان عددی کاملا گویاست. این عدد بی تردید رکورددار بزرگترین اختلاس تاریخ ایران است که در زمان دولت احمدینژاد، در شبکه بانکی کشور کشف شد. از سوی دیگر، پرونده اختلاس بیمه، گزارش پلیس آگاهی از وقوع ۲۱۸ اختلاس در کشور در سال 90 به ارزش تقریبی یک میلیارد تومان و سایر پروندههای دیگر، دولت محمود احمدینژاد را که با شعار مبارزه با مفاسد اقتصادی روی کار آمد در معرض سوال جدی قرار میدهد. البته اجرای هدفمندی یارانه ها برای نخستین بار و اجرای طرح سهام عدالت از رکورهای مثبت دولت به شمار میرود.
 

از طولانی‌ترین دیرکرد در ارائه لایحه بودجه تا اصلاح آیین‌نامه برای تصویب کلیات بودجه
76 روز تاخیر دولت در ارائه بودجه سال 1390 به مجلس، موضوعی بود که در سالهای پیش از آن با تاخیری کم و بیش مشابه تکرار شده بود. برخی نمایندگان مجلس بر این عقیده بودند، این اقدام دولت احتمالا برای تحت فشار گذاشتن مجلس برای تصویب لایحه بودجه در روزهای پایانی سال انجام پذیرفته است.


نیکزاد: اولین بار در تاریخ کشور، تعداد خانه ها از تعداد خانوارها بیشتر شدند
وزیر مسکن و شهرسازی در مراسم افتتاح مسکن مهر استان قم، به پیشی گرفتن تعداد خانه ها از تعداد خانوارها در کشور اشاره کرد. به گزارش ایرنا، علی نیکزاد با اشاره به اینکه براساس آمار سال 90، تعداد 21 میلیون و 200 هزار خانوار در کشور به ثبت رسیده است، گفت: در این سال با اجرای موفق آمیز طرح مسکن مهر در دولت نهم و دهم، تعداد خانه های مسکونی به 21 میلیون و 600 هزار باب رسیده است که درطول  60 سال گذشته، این اتفاق برای اولین بار در کشور رخ داده است که تعداد خانه ها از تعداد خانوارها بیشتر است.

چالش فکری

در فاصله 1975 تا 1995 میلادی میزان تولید علم بشر برابر با تمامی علم و آگاهی انسان از ابتدای خلقت تا 1975 بوده و امروز هر پنج سال علم بشر دو برابر مي‌شود و در آینده نزدیک هر دو سال این اتفاق خواهد افتاد.

تهرانی‌ها هم از این چالش فکری مصون نماندند و با گذشت فقط چندین دهه حال که به اعتقادات و تفکرات نیاکان خود که تا همین نزدیکی‌ها حاکم بر جامعه بود بر مي‌خورند، اعجاب خویش را از آن رفتارها و باورها به نمایش مي‌گذارند. 

یکی از اعتقادات تهرانیان قدیم، در بخت‌گشایی دختر، این بود که وقتی پنبه زنی را به خانه مي‌آوردند، و مشغول کار مي‌شد، پس از مدتی که کار مي‌کرد، با تمهیدی از او مي‌خواستند که دست از کار بکشد و برای صرف چای به داخل خانه آید، در این زمان به سرعت دختر دم بخت را مي‌آوردند و به طوری که پنبه زن نبیند، دختر را از میان کمان پنبه زنی عبورش مي‌دادند و اعتقاد داشتند که به زودی زه کمان هنگام كار پنبه‌زن پاره مي‌شود و به این ترتیب بخت دخترشان هم باز مي‌گردد. 

یا عقیده دیگر این که هرگاه قرار بود، قصابی برای کشتن گوسفند نذری به خانه همسایه رود، مادر دختر چادر دخترش را برداشته، نزد قصاب مي‌رفت و از او خواهش مي‌کرد که پس از سر بریدن گوسفند، چادر دختر را از توی روده آن عبور دهد. با اين اميد كه وقتی دختر چادر را سر کرد، به زودی بختش باز شود. 

البته دستمزد قصاب هم در این ماموریت جدا از پول یک کله قند با ارزش بوده است. 


- سرکتاب باز کردن، مادر دختر بی خبر از او نزد رمال و دعانویس مي‌رفت و از وی مي‌خواست برای گشودن بخت دخترش یک سرکتاب باز کند. 

- تکان دادن سفره عقد بر سر دختر. 

- پیراهن مراد: تهیه پیراهن مراد از این قرار بود که روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان که روز قتل ابن ملجم است، زن‌ها آرایش مي‌کردند و به مسجد مي‌رفتند (تهرانی‌ها بیشترشان در مسجد شاه تجمع مي‌کردند) و با پارچه‌هایی که از قبل تهیه کرده بودند، در بین دو نماز پیراهن مراد را مي‌دوختند و معتقد بودند که با پوشیدن این پیراهن کلیه حاجات آن‌ها (از جمله بخت گشایی دخترشان) برآورده خواهد شد. اگر كسي اين پيراهن را كه با پول گدايي دوخته مي شد، مي پوشيد تا سال ديگر حاجت و مرادش برآورده مي شد. داستان از اين قرار بود كه دختران دم بخت از روز اول ماه رمضان دور كوچه و محله ها به راه مي افتادند و از مردم گدايي مي كردند و شب بيست وهفتم از صبح زود، چرخ خياطي ها را به مسجد سپهسالار مي بردند و با پارچه سفيدي كه از آن پول مي خريدند بين دو نماز ظهر و مغرب مشغول دوختن پيراهن مي شدند و بعد از آن زمان، پيراهن مراد را مي پوشيدند. 

- پلوی عروسی: پیر دخترها، قیمه پلوی مي‌پختند و ته مانده پلوی عروسی را با آن قاطی مي‌کردند و به فقرا مي‌دادند که بختشان باز شود. 

- حنای سر عروس: از حنای سر عروس به قدر یک فندق برمي‌داشتند و با رنگ و حنا قاطی مي‌کردند و سر دختر خانه مانده مي‌بستند. مادران از حناي سر عروس در مراسم حنابندان، به اندازه اي كوچك برمي داشتند و با نيت آنكه دختران شان عروس شوند بر سر آنها مي ماليدند.


- وارونه سر کردن چادر نماز. 

- سبزه گره زدن که کمابیش امروزه انجام مي‌شود. گره زدن سبزه در روز سيزدهم فروردين از جمله رسومي بود كه تمام دختران دم بخت به آن پايبند بودند كه حتي امروز نيز ديده مي شود. دختران در اين روز دو ساقه سبز را به هم هفت گره مي زدند و نيت و حاجت شان را بيان مي كردند. در هنگام گره زدن نيز دختران دلهره داشتند كه مبادا گره پاره شود كه در صورت پاره شدن، حاجت شان روا نمي شد.


- نذری مولودی. مادران تهراني نذر مي كردند كه اگر دخترشان تا سال ديگر شوهر كرد، در ماه ربيع الاول كه ماه جشن، سرور، ضيافت و عروسي هاست، جشني به نام مولودي براي خشنودي حضرت زهرا(س) برپا كنند.


- باز کردن قفل: دختر و پیرزنی از خویشان قفلی را مي‌بستند و سه، چهار راه دورتر از خانه اش رفته پیرزن از مردی که اسمش محمد یا علی بود، مي‌خواست با کلید قفل را باز کند. 


- آب هفت گری:  آبی که مادر دختر یا کس دیگر از هفت دکان که نام شغل شان به «گری» پایان مي‌یافت، مي‌گرفت (آهنگری، سفیدگری، زرگری، شیشه گری، مسگری، ریخته گری و دواتگری) این آب‌ها را در شیشه‌ای جمع مي‌کرد و روز جمعه پس از غسل و دو رکعت نماز واجب آب را با جام باطل سحر بر سرش مي‌ریخت. 

- بیرون کردن دختر از خانه. 

- توسل به منار: در پای منار دختر خانه مانده شمع روشن مي‌کرد. 

- توسل به توپ مروارید: استمداد از توپ مروارید برای مردادخواهی، ماجرای معروفی است که خود به تنهایی فضایی را برای حکایت مي‌طلبد. فقط اشاره شود که غیر از بست نشینی متهمین در مجاورت توپ مروارید برای فرار از کیفر سیاسی و جرایم عمومی و موارد دیگر در دوران قاجاریه یکی دیگر از کارکرد اعتقادی توپ مروارید، در میان تهرانیان توسل دختران بدان بود تا با دخیل بستن به آن و عبور از زیر لوله توپ بختشان گشوده شود.توپ مرواريد، توپ مفرغ بزرگي روي دو چرخ بر بالاي سكويي در ميدان توپخانه (سپه سابق) قرار داشت كه دختران جهت بخت گشايي از زير لوله توپ رد مي شدند يا رويش سر مي خوردند و برخي نيز در كنارش دخيل مي بستند و اشعاري را زمزمه مي كردند. توپ مرواريد ماجراهاي ديگري را نيز به خود اختصاص داده بوده كه عده اي آن را منتسب به غنايم جنگي نادرشاه مي دانستند كه از هند به شيراز و سپس به تهران نقل مكان كرده. برخي نيز معتقد بودند اين توپ، توپي است كه در دوره صفويه، شاهان صفوي از پرتقالي ها غرامت گرفته اند، اما تاريخ ساخت آن توپ كه رويش حك شده بود، زمان پادشاهي فتحعلي شاه قاجار را نشان مي دهد. 

- يكي ديگر از رسم‌هاي تهراني‌ها در بخت‌گشايي دختران و حاجت‌روايي، گرداندن دختر خانه مانده به گرد حوضچه پساب دباغخانه بود. اين رسم تا دوران پهلوي هم كه دباغخانه‌هاي تهران از داخل شهر خارج شده بود و به جايه رزم‌آرا (فدائيان اسلام) حوالي فرح‌آباد منتقل گرديده بود اعمال مي‌شد. 

فقط براي تو

عمیق ترین درد زندگی دل بستن به کسی است . که بدانی به تو تعلق ندارد . و اما من ، با آنكه مي دانم شايد به ديگري تعلق داري ولي مشتاقانه دست دوستي به سويت دراز كردم . باشد كه شايسته اين فضاي صميمي و صادق باشم . دوست خوبم بايد بگم كه در حال حاضر هيچ حرفي براي گفتن ندارم جز ابراز تمايل براي ايجاد روابط دوستان و انساني و صادق . باشد لايق اين فضا باشم . دريغ نكن . اگر حسي خوب و يا بدي نسبت به اين آشنائي داري درنگ جائز نيست پيامت را واضح بگو . بايد بگم كه من  سزاوار آزمون نيستم كه امتحانم كني بداني هستم يا نيستم بودم يا نبودم لايقش هستم يا نيستم . اما  اگر شما لايق زيستن شرافنتمدانه اي جواب پيامم  را به هر صورتي كه دوست داري بده و منتظرم نزار كه انتظار سخت براي بودن و نبودن .