پارتی
یه روز یه بابایی (فکر کنید تو خارج!!!!!) پسرش فارغ التحصیل میشه هیچیم بارش نبوده . زنگ میزنه به یه پارتیش میگه :دمت گرم واسه پسرم یه شغلی جور کن! پارتی: میخوای سفیرش کنم! باباهه: نه بابا اون خیلی زیاده... پارتی: میخوای وزیرش کنم! باباهه: اوووووف نه. پارتی: میخوای وکیل مردمش کنم! باباهه: نه بابا یه جایی کارمندی چیزیش کن... پارتی: شرمنده اون دیگه سواد میخواد ...!
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۸/۰۷ ساعت ۱۱:۲۸ ق.ظ توسط پاک
|
ای خدای مهربون سلام