گاهی گریستن را بهانه ای نیست! و یا بهانه آنقدر بزرگ است که نامش بهانه نیست! اشک جاری میشود، از روی گونه هایت سر میخورد و میچکد بر صفحهء آمالهایت! بغض تمام وجودت را چنگ میزند و درد در بند بند پیکرت رخنه میکند... و باز هم آه در نهادم فروخورده میشود